كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

557

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ و ياد كن چون گفت ابراهيم ع در مناجات رَبِّ اجْعَلْ اى پروردگار من بگردان هَذَا الْبَلَدَ اين شهر مكه را آمِناً ايمن از مكاره و مخاوف وَ اجْنُبْنِي و دور گردان مرا وَ بَنِيَّ و فرزندان مرا أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ از آنكه بپرستيم بتان را ابن عيينه رح فرموده كه فرزندان اسماعيل عليه السلام به جهت دعاى خليل الرحمن عليه السلام بت نمىپرستيدند بلكه ايشان را سنگى بود آن را « دوار نام » نهاده گرد آن گرديدندى و گفتندى خانه كعبه از حجرست پس هرجا ما حجرى نصب كنيم به‌منزله خانه باشد و اين قول غريبست و مخالف جمهور ، چه بىشبهه قريش از نسل اسماعيل عليه السلام بوده‌اند و بت‌پرستى ايشان مشهورست رَبِّ إِنَّهُنَّ اى آفريدگار من به درستى كه بتان أَضْلَلْنَ گمراه كردند كَثِيراً بسيارى را يعنى سبب گمراهى بسيار كس شدند مِنَ النَّاسِ از آدميان فَمَنْ تَبِعَنِي پس هر كه پيروى كند مرا در دين من فَإِنَّهُ مِنِّي پس او از من است يعنى از اهل ملّت من وَ مَنْ عَصانِي و هر كه نافرمانى كند مرا در مادون شرك فَإِنَّكَ غَفُورٌ پس به درستى كه توئى آمرزنده رَحِيمٌ مهربانى يا قادرى كه بيامرزى ايشان را و رحمت كنى بر ايشان بتوفيق توبه يا بعد از توبه رَبَّنا اى پروردگار ما إِنِّي أَسْكَنْتُ به درستى كه من ساكن گردانيدم مِنْ ذُرِّيَّتِي بعضى از فرزندان خود را مراد اسماعيل عليه السلام است كه بعد از تولد او از هاجره در زمين شام سارا خاتون را كه زن خليل الرحمن بود رشك آمد و ابراهيم ع را فرمود كه دل من چنان مىخواهد كه هاجره و پسر او را ببرى بموضعى كه درو آب و آبادانى نباشد خليل ع متأمل شد جبرئيل ع وحى آورد كه هر چه سارا مىگويد چنان كن پس ابراهيم عليه السلام بر براق نشسته و هاجره و اسماعيل ع را سوار كرده به اندك زمانى از شام بر زمين حرم آمد و در وادى مكه ايشان را بىانيسى و رفيقى بگذاشت و دعا فرمود كه خدايا من اينان را ساكن ساختم بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ به رودخانه كه خداوند زرع نيست يعنى آب ندارد كه درو كشت كار توان كرد عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ نزديك خانه تو كه حرام كرده شده است درو صيد و قتال يا حرام است تهاون او و تعرض به دو مراد موضع خانه صراح كه در زمان آدم ع بوده و گرنه بوقت دعاى ابراهيم ع خانه نبوده پس تكرار ندا فرمود كه رَبَّنا اى آفريدگار ما ايشان را درين مسكن ساكن گردانيدم - لِيُقِيمُوا الصَّلاةَ تا به‌پاى دارند نماز را و پرستش تو بجا آرند فَاجْعَلْ پس بگردان أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ دلهاى بعضى از مردمان را به كشش محبت تَهْوِي إِلَيْهِمْ بشتابند بسوى ايشان - حق سبحانه دعاى آن حضرت ص را مستجاب فرمود و بعد از رفتن خليل اللّه عليه السلام به اندك زمانى چشمه زمزم بر گفته جبرئيل يا باثر قدم اسماعيل پديد آمد و قبيله جر هم آنجا داعيه اقامت نمودند و روز بروز شوق مردم بدان خانه در تزايدست محققان برآنند كه اگر من تبعيض در من الناس نبودى فارس و روم و هندو و ترك و يهود و نصارى در حرم ازدحام كردندى پروانه‌وار سوخته شعله جمال آن شمع شدندى نظم آن را كه چنان جمال باشد * گر دل ببرد جلال باشد و آن كس كه بر ان چنان جمالى * عاشق نشود و بال باشد و ديگر حضرت ابراهيم عليه السلام دعا فرمود وَ ارْزُقْهُمْ و روزى ده اهل اين بلده را مِنَ الثَّمَراتِ از ميوه‌ها لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ شايد كه ايشان سپاس‌دارى كنند نعمتهاى ترا - اين دعا نيز بشرف اجابت پيوسته به‌آنكه مكه « وادى غير ذى زرع » است انواع ثمرات درو پيدا مىشود و در تفسير انوار مذكورست كه فواكه ربيعيه و صيفيه و خريفيه و شتويه در يك روز به مكه توان يافت و چون تكرار دعا دليل تضرع و نيازست ديگرباره فرمود -